مؤلف مجهول

105

تفسير قرآن پاك ( فارسى )

آنكه شما را مكافات بديهاتان بدهد تِلْكَ أُمَّةٌ جماعة قَدْ خَلَتْ قد مضت تلك جماعة ابرهيم و ذويه و ذريّته قد مضت سبيلها لَها ما كَسَبَتْ من الخير يعنى لها ثواب ما كسبت من الخير وَ لَكُمْ ثواب ما كَسَبْتُمْ من الخير وَ لا تُسْئَلُونَ و لا تؤخذون انتم عَمَّا كانُوا يَعْمَلُونَ ( 135 ) گفت ابرهيم و فرزندانش قومى بودند كه رفتند و گذشتند « 1 » مر ايشان راست پاداش هرچه كردند از نيكوييها و مر شما راست نيز پاداش هرچه كنيد از نيكوى و مر شما را « 2 » نگيرند به « 3 » كردهاى ايشان و نه ايشان را گيرند به كردهاى « 4 » شما سَيَقُولُ السُّفَهاءُ مِنَ النَّاسِ سوف يقول السّفهاء الجهلاء الاغنياء من النّاس من اهل مكّة و قيل من اليهود ما وَلَّاهُمْ اىّ شىء حوّلهم عَنْ قِبْلَتِهِمُ الَّتِي كانُوا عَلَيْها صلّوا اليها سبعة عشر شهرا او ثمانية عشر شهرا سيقول . اين‌چنين « سين » كه عرب اندر سخون در آرد اين را « سين سوف » گويند و « سوف » وعد را بود [ 81 ] و وعيد را بود . گفت سَيَقُولُ السُّفَهاءُ گفتيم كه اين را دو معنى است يك معنيش پارسى آن باشد - سرانجام بگويند اين بىخردان - و معنى ديگر آن بود كه - ازان زودتر كه بگويند - اكنون هرچه اندر همه قرآن « سوف » و « سين » بينى هم اين معنى دارد . و قصه‌ى اين چنان بود كه چون پيغامبر - صلّى اللّه عليه و سلّم - هجرت كرد ، از مكه به مدينه آمد و نماز سوى بيت المقدس كرد هفده مايگان و هژده نيز گفته‌اند و شانزده نيز گفته‌اند .

--> ( 1 ) . اصل : گدشتند . ( 2 ) . حاشيه : نپرسند و ( بعد از مر شما را ) . ( 3 ) . اصل : از ( بعد از « به » ) . ( 4 ) . اصل : « كردهاى » در هردو مورد در نسخه « كردارهاى » كرده شده است .